من و جوجه‌ها

بردار برای پروژه درس علوم ۳ تا جوجه رسمی خریده است. یکی سیاه و دوتای دیگر قهوه‌ای که یک هفته‌ای میشود میهمان خانه ما هستند. روزهای اول غریبگی می‌کردند اما کم کم عادت کردند ما هم به آن‌ها عادت کردیم (یا حداقل من به آن‌ها عادت کرده‌ام). رابطه‌مان رابطه خوب و کم دردسری است.

آب و غذایشان که برسد کاری به کار کسی ندارند، سرشان را پایین میاندازند و حسابی از خجالت شکم درمی‌آیند. بعدش هم که سیر و پر خوردند و کیفور شدند از سر شکم سیری زیر آواز میزنند و جیک جیک راه می‌اندازند. من هم نگاهشان میکنم و لذت می‌برم. گاهی برایشان آهنگ هم میذارم، همایون شجریان یا شهرام ناظری و چهارتایی گوش میکنیم. نمی‌دانم جوجه‌ها چیزی از موسیقی کلاسیک و آواز سنتی ایران سرشان میشود یا نه، اما هر وقت که آهنگ میزارم جوری جیک جیک می‌کنند که انگار یک چیزهایی دستگیرشان شده است.

/ 0 نظر / 14 بازدید