کجا رویم بفرما از این جناب کجا؟

نمیدانم قبلا گفته‌ام یا نه، اما مهم نیست، تکرارش بی‌ضرر است. خطا نیست اگر بگویم که جزء آخرین کسانی بودم که در فصل شکوفایی «وبلاگستان فارسی» به غافله وبلاگ‌نویسان پیوستم. شاید این خزانی که به باغ وبلاگستان زده است بیشتر از همه من و امسال من را آزر دهد، چرا که ما آنچنان که دلمان می‌خواست نتوانستیم از این باغ لذت ببریم. وبلاگستان را خزان زد اما عادت نوشتن با من و امثال من ماند، با ما که معتاد نوشتن شدیم. بارها سعی کردم دور وبلاگ‌نویسی را یک خط قرمز بکشم و دیگر دور و برش نگردم اما نشد، نوشتن درون من یک نیاز قویست که تنها با وبلاگنویسی ارضاء می‌شود.

تصمیم گرفتم بعد از مدت‌ها کلنجار رفتن با خودم سرننوشتن اینبار یک وبلاگ در یک سرویس دهنده غیر بومی و ترجیح فیلتر ایجاد کنم که از همان اول خیالم راحت باشد که وبلاگم فیلتر است و کمتر خودسانسوری کنم. بلاگر خوب بود اما خط مناسبی برای زبان فارسی نداشت، بعد از مدتی از نوشتن در بلاگر پیشمان شدم و تصمیم گرفتم سراغ وبلاگسازی بروم که با زبان فارسی سازگاری بیشتری دارد. وردپرس بهترین انتخابم بود. اما زیر سایه فیلترشکن آنقدر کُند و با ناز و ادا بارگذاری شد که جانم به لب آمد و عطایش را به لقایش بخشیدم.

این شد که بعد از تمام این تابیدن‌ها دوباره برگشتم سر نقطه اول، یعنی پرشین بلاگ، تا دوباره به یاد قدیم‌ها با کمی خودسانسوری و خویشتن‌داری بنویسم و نازش بکشم که به فرموده حافظ:

چه کُحل بینش ما خاک آستان شماست / کـجــــا رویـــــم بـفــرما از ایـن جــناب کـــجــــا


/ 0 نظر / 40 بازدید